چون می ز دست مستان می زنی
مستانه شو
در رهش مست به میخانه شدی
دیوانه شو
چون با عاشقان سخن از عشق می زنی
خالصانه کن
در رهش اسیر و آواره شدی
دیوانه شو
چون قدم در جمع یاران می زنی
عاشقانه کن
و ین مسیر جان به عشقش مصلوب می کنی
دیوانه شو
چون ز تن برون کردی و عریان شدی
آواره شو
وین مسیر با یا رهم پیمانه شدی
دیوانه شو
چون با خود خلوت ز روزگار می کنی
صادقانه کن
خود رها کردی و عاشق شدی
دیوانه شو
No comments:
Post a Comment