برین جهان هیچ ندیدم که دلبندش شوم
نه کاخی و نه یاری که برنازش گرفتار شوم
زنیمه راه بگذشتم مانده سپید دفترعمر
از دست بدادم به هیچ که هیچ شدم
ندانستم این آمدنم بهر چه بود؟که این گذشت
نمی دانم رفتنم بهر چه هست؟که آن کنم
این آمدن و رفتن ما چه بی حاصل گذشت
بجز عبرتش بهر دگران که چه شدم
غافلان هیزمی شوند نزد دیگران
بسوزند بهرعبرت من که این شدم
بشنو این نکته ازبداده عمر
خوش باش زدست مده من که این شدم
No comments:
Post a Comment