Sunday, March 25, 2007

پیری


پیری چه دردی است که دگر دوا نگردد
این دل جوان نگهدارکه دگر پیر نگردد
مویم سپید وفصلم به خزان
هنوز منتظر یارم صبرم خزان نگردد
عمر به سراشیبیش رسید و من خوابم
دل گروه یار مانده و از آن پیر نگردد
جوانی رفته و حاصلش تو بودی
گل باغ منی بهارم بی تو معنایی نگردد
ساقیا بریز باده از آن می که قدر بداریم
باعشق مرحمش کنیم تا که این دل پیر نگردد

No comments: